السيد موسى الشبيري الزنجاني

1943

كتاب النكاح ( فارسى )

واقعى صحت نماز ، اعم از طهارت واقعى و طهارت ظاهرى است . لذا اگر بعد از نماز معلوم شد كه طهارت واقعى نداشته ، نمىتوانيم فقدان شرط را نتيجه بگيريم ، چون طهارت مستصحبه براى احراز شرط واقعى كفايت مىكند . 2 ) اشكال استاد « مد ظله » به سخن مرحوم آخوند : گفتيم اين فرمايش مرحوم آخوند لوازمى دارد كه بعيد است كسى ملتزم شود . مثلًا در مسأله موت وارثين با جهل به تقدم و تأخر ، مثل اينكه پدر و پسرى فوت كرده‌اند و زمان فوت پدر مشخص است اما فوت پسر معلوم نيست كه قبل بوده يا بعد و نيز عكس اين فرض كه زمان فوت پسر مشخص و زمان فوت پدر نامشخص است ( البته در غير بحث غرقى و مهدوم عليهم كه احكام خاصى دارد ) و لذا شك داريم در اينكه كدام يك وارث ديگرى بوده است ، در اين مسأله معمولًا نظر آقايان اين است كه ، در مورد مجهول التاريخ ، استصحاب بقاء حيات را تا زمان فوت ديگرى جارى مىكنيم و وارث بودن او را نتيجه مىگيريم . حالا در همين مسأله فرض كنيد دو نفر شك كنند در تقدم و تأخر ، يكى زمان فوت پدر را بداند و زمان فوت پسر را نداند و ديگرى زمان فوت پسر را بداند و زمان فوت پدر را نداند ، لازمه فرمايش مرحوم آخوند اين است كه در مقام ثبوت و واقع ، هم پسر وارث پدر باشد و هم پدر وارث پسر باشد و چنين چيزى قابل جعل نيست . بله ، به لحاظ مقام اثبات اشكالى ندارد ، ولى مرحوم آخوند توسعه موضوع را به لحاظ مقام ثبوت ادعا مىكند . مثال ديگر عبارت از همان مسأله شك در طهارت است . اگر كسى يك ساعت قبل يقيناً وضو داشته و اكنون شك دارد در بقاء طهارت ، استصحاب طهارت مىكند و با اين طهارت استصحابى نماز مىخواند ، يا طواف و يا هر كارى كه مشروط به طهارت است ، انجام مىدهد . بعد متذكر مىشود كه نيم ساعت قبل ، محدث شده بود ولى شك مىكند كه آيا بعد از آن حدث مجدداً وضو گرفته است يا نه . در اينجا استصحاب اقتضاء مىكند كه تا زمان نماز يا طواف ، شخص همچنان محدث باشد .